توصيه به ديگران
۰
شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۴۰
الا ای جارچی‌ها طبل بردارید که آمد // علی ‌بن ‌حسین ‌بن‌ علی ‌بن ‌ابی‌طالب
بلند مرتبه بود و بلند بالا بود // امامزاده ی آقا چقدر آقا بود // پیمبر است ؟ نه. آیا امام ؟نه ، هردو // که نیم حیدر و یک نیمه نیز طاها بود
الا ای جارچی‌ها طبل بردارید که آمد // علی ‌بن ‌حسین ‌بن‌ علی ‌بن ‌ابی‌طالب
Share/Save/Bookmark
به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز؛ یازدهم شعبان المعظم مصادف است با سالروز ولادت باسعادت سرو بوستان پیامبر، شبيه ترين آينه ي پيغمبر، فرزند رشید حضرت اباعبدالله الحسین حضرت علی اکبر علیهم السلام.

ضمن عرض تبریک و شادباش به ساحت ملکوتی بقیت الله العظم ارواحناه فداه و نایب برحقش و شما خوانندگان عزیز اشعار زیر را تقدیمتان می نماییم:





#میلاد_حضرت_علی‌اکبر علیه‌ السلام


طنین عشق به مافوق کهکشان می رفت
صدای شورِ بشر تا به لامکان می رفت
نفس نفس پر و بال فرشتگان می رفت
خبر به دست ملائک به آسمان می رفت

تمام عرش ز شوق شنیدش پا شد
خبر رسید به بالا..،حسین بابا شد

به رودخانه تمنای وصل دریا داد
به جبرئیل کمی فرصت تماشا داد
به دست مریم اربابمان،مسیحا داد
خدا ودیعه ی خود را به ام لیلا داد

عروس فاطمه با یک ‌گُلَش بهار آورد
برای دلبر کُون و مکان نگار آورد

گلاب های جهان مست عطر شب‌بویند
هزار شانه‌به‌سر لابه‌لای گیسویند
تمام بیشه به دنبال ناز آهویند
به شیرزاده به غیر از علی چه می گویند؟!

حسین در بغل خویش لای‌لایش کرد
برای بار نخستین علی صدایش کرد

ستاره تا که نگاهی به قرص ماه انداخت
نماز بندگی عرش را به راه انداخت
هزار یوسف دلداده را به چاه انداخت
تمام آینه ها را به اشتباه انداخت

دو تیغ ابروی اکبر به مرتضی رفته
چِقَدر خُلقاً و خَلقاً به مصطفی رفته

خبر دهید به خُم ها شراب ناب آمد
به چشمه‌سار بگوئید روح آب آمد
به گوش شب برسانید آفتاب آمد
کریم زاده ای از نسل بوتراب آمد

نبی که نیست ولیکن نبوتش علنی است
اصول تربیت او حسینی و حسنی است

از آن زمان که گِلم را به عشق اَفشُردند
مرا به دست کسی غیر یار نسپردند
تمام شهر ز خوانش طعام می بُردند
هزار جُون سر سفره اش نمک خوردند

فقیرهای درش گرم سروری هستند
غلام های حسین از دم اکبری هستند

به آفتاب بگو خلوتی اجاره کند
به ذره گر نظر لطف،ماه‌پاره کند
اگر به خاک سر کوی خود اشاره کند
به آسمان رود و عرش را نظاره کند

هنوز برکه ی ما عکس ماه را دارد
گدای پشت درش حکم شاه را دارد

شکوه کوه حرا شانه های شهزاده
عبای سبز محمد عبای شهزاده
قیامتی است نماز عشای شهزاده
بلال ها همه مات صدای شهزاده

علی به کنگره ی شهر تا اذان می گفت
حسینِ فاطمه در هر فراز..،جان می گفت

نسیم با سر زلفش همیشه درگیر است
غلاف آهنی اش جایگاه شمشیر است
لب تشهدی اش پرتگاه تکبیر است
درست مثل اباالفضل این پسر،شیر است

همیشه شانه به شانه کنار عباس است
به نام حضرت زهرا چقدر حساس است

عقاب از نفس کرکسی نمی ترسد
و باغ یاس ز خار و خَسی نمی ترسد
رقیه در بغلش از کسی نمی ترسد
ز درد و غصه و دلواپسی نمی ترسد

رشید اهل حرم،رهبر سپاه حسین
پناه فاطمیات است جان‌پناه حسین

بنا بر این شده مثل عمو علم بزند
تمام لشکر کفار را بهم بزند
و قبل از آنکه دمِ رفتن از حرم بزند
کمی برای پدر جانِ خود قدم بزند

چِقَدر با قد و بالاش عشق می کرده
حسین وقت تماشاش عشق می کرده

مخدّرات برایش نقاب آوردند
برای نور جبینش حجاب آوردند
حنای سرخ به قصد خضاب آوردند
برای باز شکاری عقاب آوردند

تمام خیمه در این لحظه اضطراب گرفت
پدر برای علی‌اکبرش رکاب گرفت

دلاورانه به کشتار خصم تیغ گشود
به ضربه ای سر و دست از عدوی پست ربود
به کوری همه ی آن حرامیان حسود
حسین با رجز او به وجد آمده بود

شبیه صاعقه بر فرق کفر می بارد
علی علیِ علی‌اکبر آفرین دارد

چه می شود که کسی ناگهان کمین بخورد
چه می شود که پری تیرِ سهمگین بخورد
چه می شود اگر ابروی ماه چین بخورد
خدا نیاورد این مصطفی زمین بخورد...

قد بزرگ عشیره دم حرم تا شد
خبر رسید که شهزاده ارباًاربا شد

لهوفِ ماه گرفتار پنجه ی شب شد
ورق ورق همه ی دشت از او لبالب شد
رشید خیمه لگدمال سم مرکب شد
چگونه پیکر او در عبا مرتب شد؟!

نپرس اینکه چه آمد به روز اکبر او
هنوز مثل معماست شکل پیکر او

بردیا محمدی







#میلاد_حضرت_علی‌اکبر علیه‌ السلام



بلند مرتبه بود و بلند بالا بود
امامزاده ی آقا چقدر آقا بود

کدام واژه تواناست وصف دریا را
که آنچه بود به اکبر شبیه ، دریا بود

پیمبر است ؟ نه. آیا امام ؟نه ، هردو
که نیم حیدر و یک نیمه نیز طاها بود

همیشه بر سر دیدار او جدل می شد
برای دیدن رویش همیشه غوغا بود

علیّ اکبر لیلاست این ، که مجنون هم
برای دیدن او در صف تماشا بود

علیّ اکبر زهراست این که یوسف هم
به عشق نوکریش خسته از زلیخا بود

برای بردن نامش وضو بگیر ای شعر
قلم بایست که وصفش نه حدّ املا بود

برای گفتن أن علی ولی الله
بگو کدام مؤذّن چنین توانا بود

عصای دست حسین است این پسر اما
شکسته دیدمش آنجا که عشق تنها  بود

کدام گرگ ؟ چگونه درید یوسف را ؟
که تکّه تکّه ی او در تمام صحرا بود

حسین بود و عبایی پُر از علی اکبر
حسین بود و عصایی که إرباً إربا بود

محسن ناصحی






#میلاد_حضرت_علی‌اکبر علیه‌ السلام



سلام ای ماه را جانان؛ سلام ای شاه را نائب
سلام ای درد را درمان؛ سلام ای قلب را صاحب

به مدحت کاری از دست غزل که برنمی‌آید
چگونه وصف تو گویند شاعرها در این قالب

تو قرآن حسینی که خدا تقدیم او کرده
که در هر سوره نه؛ هر آیه داری سجده‌ای واجب

ملائک در دلِ هفت‌آسمان تنها تو را دیدند
فراوانند انجم؛ کیست غیر از روی تو ثاقب؟

گمانم صبح میلاد تو ای پیغمبر ثانی
کسی ناقوس نشنیده؛ اذان می‌گفته هر راهب

هنر زیباتر است آن‌گاه که خرج علی گردد
بخوان مداح؛ بسم‌اله؛ بگو شاعر؛ بزن مطرب

الا ای جارچی‌ها طبل بردارید که آمد
علی ‌بن ‌حسین ‌بن‌ علی ‌بن ‌ابی‌طالب

چه جذابیتی داری که عباس از طلوع صبح
به نور روی تو مانده‌ست خیره تا دم مغرب

تو از راه آمدی تا پشت حق باشی و حق با تو
که از امروز می‌لرزد به خود هر ظالمِ غاصب

میان معرکه شانه به شانه با اباالفضلی
کدام ابله گمان کرده که بر این دو شود غالب

تو برمی‌گردی ای شیرِ جوانان بنی‌هاشم
تو رجعت می‌کنی با آن امام حاضرِ غائب

حمید رمی







#میلاد_حضرت_علی‌اکبر علیه‌ السلام



مِهر او فانوس‌ها را ماه تابان می‌کند
شمع بزمش کار خورشید فروزان می‌کند

این جوان خوش قد و بالا خود پیغمبر است
روزبه را با گل لبخند، سلمان می‌کند

ابرویش تشریح بسم‌الله رحمان رحیم
بی‌سخن گفتن لبش تفسیر قرآن می‌کند

از صنوبرها شکوه قامتش دل می‌برد
خواب گندم‌زار را مویش پریشان می‌کند

با دم عیسی اگر مردم مسیحی می‌شدند
چهره‌ی اکبر مسیحی را مسلمان می‌کند

هر که شعری گفت در وصفش ولی لیلا سرود
“من گُلی دارم که عالم را گلستان می‌کند”

یوسف اولاد خاتم بس که دارد منزلت
خاتم شاهی در انگشت سلیمان می‌کند

گرچه می‌دانیم “در بهداری قُرب حسین
دردها را بیشتر عباس درمان می‌کند”

اکبر لیلا هم اینجا دستگیری دیگر است
از همان پایینِ پا بی‌وقفه احسان می‌کند

دل بریدی از همه عالم، برو پایینِ پا
گریه کن چون او نظر بر چشم گریان می‌کند

یاد آن ساعت که دیدند آسمانی‌ها حسین
جان خود را در عبا تقدیم جانان می‌کند

✍️ #سیدمیلاد_حسنی







#میلاد_حضرت_علی‌اکبر علیه‌ السلام

ای شب شعر رسالت
غزل ناب اصالت
کی رسد دست جنون قلم شاعر مجنون به‌وصالت
تو که از جنس خدایی
تو که ممسوس در آن ذاتی و از خلق جدایی
همه عالم به تو مجنون
پسر حضرت لیلا
علی‌اکبر مایی

تو که هستی علی‌اکبر
تو چه هستی علی‌اکبر
توعلی‌‌ و‌ تو محمد
حسنینی، پسر فاطمه‌هستی علی‌اکبر

کرمت نخله‌ی طوباست که از عرش خدا شاخه دوانده
رطب سفره‌ی شعبان تو ماه رمضان را سر افطار نشانده
جذبه‌ات طینت ما را به خداوند رسانده
چقدر جاذبه داری علی‌اکبر
نطق‌تو نطق‌محمد
خلق‌تو خلق محمد
خلقتت خلقت احمد
چقدر مرتبه داری علی‌اکبر

برقع از چهره اگر پس بزنی روز قیامت
وای از آن زلف و رخ و عارض و قامت
قلم و دفتر و دیوان
صف‌محشر، صف‌میزان
یک‌به‌یک محو مقامت
همه مشتاق به پابوس و سلامت
دلربایی تو را یوسف‌صدیق به تصدیق درآمد
از تجلی‌تو جبرییل به تشویق درآمد

سوره‌ی شمس حسین‌است و قمر کیست اباالفضل
آمدی مثل اباالفضل از او نور بخواهی
ما همه مست‌حسینیم‌ و تو حق داری از او خوشه‌ی انگور بخواهی

فطرتا ای علی‌اکبر ز علی جربزه‌ی شیر گرفتی
از عمویت حسن آموزش شمشیر گرفتی
بار اول که به همراهی بابا به کمان تیر گرفتی
عمه از ذوق تو خندید‌علی‌جان
چشم عباس درخشید‌علی‌جان

کربلا از تو به لشگر خطی از خشم و غضب ماند‌علی‌اکبر
از دلیری‌تو خصم پسرفاطمه در بهت و عجب ماند‌علی‌اکبر
بس که کشتی ملک‌الموت عقب ماند علی‌اکبر
ای دلیری تو یادآور خیبر
جان‌عالم‌بفدایت علی‌اکبر

روز میلاد تو می‌زد لب ارباب گل‌بوسه‌ به رویت
به فرقت، به گلویت
چقدر هلهله‌می‌کرد ز فرط شعف و شوق عمویت
با چه‌حال عمه‌‌‌ی سادات زده شانه به مویت
روز میلاد‌تو جای همه‌خالی
جای پیغمبر و جای علی و فاطمه خالی

قوت قلب حسینی و جگرگوشه‌ی اهل حرمی تو
روشنی دل زینب، رافع هر‌چه غمی تو
ای دلارآی رقیه
قدرت پای رقیه
دوش‌تو جای رقیه
روزی آمد که رقیه به تماشای تو بر نیزه و جمعی به تماشای رقیه

روزی آمد که زمین تشنه خون شد
تو به لشکر زدی و بخت نگون شد
پیکرت از فرس افتاد
پدر از نفس افتاد
پس افتاد
هر طرف روی زمین قسمتی از تو علی‌اکبر
اربا اربا شدی ای شبه پیمبر
کار مشکل شده عباس عبایی تو بیاور

امیر عظیمی
کد مطلب : 350090