توصيه به ديگران
۰
عرفان نوظهور در عصر امروز/3
"هوش معنوی" ، شاخصی برای یافتن نور واقعی
سه شنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۵۸
انسان با هوش معنوی دچار تشویش نمی شود و در دو راهی های معنوی، میتواند راه درست و پرچمدار راه درست را، پیدا کرده و نور واقعی را از بین نورهای ضعیف و قوی که انسان را به بیراهه میبرند، پیدا کند، و به سرانجام مقصود برسد.
"هوش معنوی" ، شاخصی برای یافتن نور واقعی
Share/Save/Bookmark
به گزارش عصر امروز، برای انتخابی درست از میان راههای موجود در بحث معنویت و عرفان، و تشخیص راه در ست از غلط، و یا عرفان صحیح از کاذب، ابزاری نیاز است، که مهمترین آن "هوش معنوی" (Spiritual Intelligence )است، که با این هوش انسان دچار تشویش نشده و در دو راهی های معنوی، میتواند راه درست و پرچمدار راه درست را، پیدا کرده و نور واقعی را از بین نورهای ضعیف و قوی که انسان را به بیراهه میبرند، پیدا کند، و به سرانجام مقصود برسد.
هوش معنوی یا SQ را می توان همان توانایی دانست، که به ما قدرتی می دهد و رویاها و تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن رویاها را می دهد. این هوش زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی را که بر عهده می گیریم در بر می گیرد. هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم در زندگی مان می پردازیم و به وسیله آن در زندگی خود تغییراتی را ایجاد می کنیم.
در واقع با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده از آن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدامیک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند، و کدام مسیر در زندگی مان بالاتر و عالی تر است، تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازیم.

برای روشن تر شدن
برای انتخابی درست از میان راههای موجود در بحث معنویت و عرفان، و تشخیص راه در ست از غلط، و یا عرفان صحیح از کاذب، ابزاری نیاز است، که مهمترین آن "هوش معنوی است،
هوش معنوی مثالی از هوش هایی می زنیم که نشانگر هوش چندگانه است، که با هوش جسمی آغاز می شود و با PQ نمایش می دهند.
این هوش ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص می دهد، در واقع PQ آگاهی جسمی و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل می شود. قسمت بعدی هوش منطقی یا عقلا نی IQ است. هوشی که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها در سیستم های آموزشی مورد توجه قرار می گیرد.
پس از IQ سطح دیگری است که به EQ اختصاص دارد این هوش در زمینه کسب موفقیت در بازار کار نقش مهمی دارد و ما را در حین برقراری ارتباط یاری می دهد و از این بابت مهم تر بوده و تا حدی از قابلیت پیشگویی برخوردار است.

آخرین لایه SQ است که هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با بصیرت، ملا یمت و مهربانی را شامل می شود.
IQ به منزله دروازه برای ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضای دلخواه برای مطالعه رشته مورد علا قه مان نخواهیم بود، اما آن چه ما را در زمره بهترین ها در شغلمان و رشته مورد علا قه مان جای می دهد میزانEQ در ماست.
EQ و SQ به هم مرتبطند. اما در عین حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب می آیند.
بهره مندی از حداقل EQ می تواند شروع مناسبی را در سفرهای روحانی و معنوی فرد در پی داشته باشد، چرا که کمی خودآگاهی و همدلی برای شروع این روند لا زم است، اما به محض آغاز تمرینات معنوی، هوش معنوی خود می تواند در رشد EQ نقش بسیار تقویت کننده و فعال کننده داشته باشد.
از طرف دیگر رشد EQ نیز می تواند در رشد و ارتقای SQ موثر باشد. در واقع EQ و SQ تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر یک باعث پرورش وتوسعه دیگری می شود. زیرا عقیده بر این است که هوش هیجانی (عاطفی ) و هوش معنوی به یکدیگر وابسته هستند. باور بر
باور بر این است که به حداقل ، کمی هوش عاطفی نیاز است تا بتوان سفر معنوی را آغاز کرد. اما وقتی که رشد هوش معنوی آغاز شد ، هوش عاطفی هم بسیار تقویت می شود، در واقع آنها به طور مثبت یکدیگر را تقویت می کنند.
این است که به حداقل ، کمی هوش عاطفی نیاز است تا بتوان سفر معنوی را آغاز کرد. اما وقتی که رشد هوش معنوی آغاز شد ، هوش عاطفی هم بسیار تقویت می شود، در واقع آنها به طور مثبت یکدیگر را تقویت می کنند.

به عبارت دیگرهوش معنوی توانایی عمل کردن هوشمندانه و عاقلانه است .در حالیکه آرامش بیرونی را بدون توجه به شرایط حفظ می کنیم. هوش معنوی هوش ذاتی انسان است، اما مانند هر هوش دیگری می بایست رشد یابد. بدین معنی با توجه به مهارتهایی که هوش معنوی را تشکیل می دهند می توانیم آنرا تعریف و اندازه گیری نماییم.
هوش معنوي زمينه ساز انسان براي دست يابي به معناي زندگي است. معناي زندگي از سه جنبه ي
- هدفداري
- ارزشمندي
- كاركرد زندگي
که اینها يكي از مهمترين پرسشهاي بشر و به گفته برخي فيلسوفان مهمترين پرسش بشر است. در واقع نحوه درگيري انسان با اين مساله مهم و تلاش هايي كه براي پاسخ به آن انجام مي دهد، تعيين كننده مسير اصلي زندگي و نيز سرنوشت سعادت آميز يا فلاكت بار اوست. ما بدون داشتن يك نظريه مناسب و رسا درباره معني داري يا هنجارمندي و نقش آن ها در عالم هستي ، قادر به بسط و توسعه را ههايي براي تعميق معنا در زندگي و غنا بخشيدن به آن و تقويت ارزشهايي كه موجب ارزشمندي زندگي مي شوند، نيستيم. ما چگونه مي توانيم خود و بستر هستي خويش را به طريقي بشناسيم كه به ما امكان دهد به گونه اي مناسب با انسانيت، فرديت و شرايطمان زندگي كنيم و به آن معني ببخشيم؟ به عبارت ديگر، چگونه مي توانيم خودمان و محيطمان را بشناسيم، به گونه اي كه قادر باشيم زندگي كاملا معني دار و ارزشمندي را سپري كنيم؟
در واقع هوش معنوی اشاره دارد به مهارتها، توانائيها و رفتارهاي لازم براي:
- توسعه و حفظ ارتباط با منشأ غايي همه موجودات
- كاميابي در جستجوي معني زندگي
- يافتن يك مسير اخلاقي كه به هدايت ما در زندگي كمك نمايد
- درك معنويات و ارزشها در زندگي شخصي و روابط بين فردي 

ادامه دارد....

کد مطلب : 2164