سایت تحلیلی خبری عصر امروز 25 بهمن 1398 ساعت 18:48 http://asremrooz.ir/vdcj8ae8yuqeaxz.fsfu.html -------------------------------------------------- عنوان : کوثر به کوثر آیه آیه نــور نازل شد // زهرا به دنیا آمد و اسلام کامل شد -------------------------------------------------- وجود نازنین بی بی دو عام صدیقه اطهر فاطمه زهرا سلام الله علیها هدیه ای الهی به تمام بشریت بود تا عالم از این وجود به کمال برسد. فاطمه سلام الله حوریه و زنی بود که اگر مرد بود، به جای رسول‌الله (ص) بود. متن : قال رسول الله (صلی الله و علیه و آله) فاطِمَة خُلِقَتْ حورِيَّةٌ فِيْ صورة إنسيّة، (مناقب الإمام علي لابن المغازلي ص 296) فاطمه حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است. به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز بنا بر مشهور در روز جمعه بيستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت شخصیتی از پاک ترین نطفه الهی متولد شد که خداوند کون و مکان را به خلقت وی دانسته است. وجود نازنین بی بی دو عام صدیقه اطهر فاطمه زهرا سلام الله علیها هدیه ای الهی به تمام بشریت بود تا عالم از این وجود به کمال برسد. فاطمه سلام الله حوریه و زنی بود که اگر مرد بود، به جای رسول الله (صلی الله و علیه و آله) بود. ضمن گرامی داشت این خجسته روز و تبریک روز مادر و زن اشعار زیر را تقدیم شما می نماییم: #میلاد_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها زنی از راه آمد، دامنش روح الامین پرور برای روزهای سختِ آقایش، مُعین پرور زنی که منزلت بخشید قدر و شان زن ها را، و بعد از رفتنش حتی شده اُمُ البنین پرور زنی که هر چه داریم از نخِ چادر نمازِ اوست، زنی روحانی و روشن ضمیر و نخل دین پرور صراط المستقیم از منزل زهرا گذر کردَه ست، که مرواریدِ چشمانش، صدف پرور، نگین پرور زنی که آبیاری کرد بستانِ ولایت را، و باید گفت زهرا را، امیرالمومنین پرور نبی پرور، علی پرور، حسن پرور، حسین پرور و زینب پرور و انگار زین العابدین پرور زنی که مینشیند پایِ اهدافِ امامِ خویش، و زینب پرورش داده ست آن محمل نشین پرور زنی که نقشِ سربندِ شهیدان ذکرِ خیر اوست، و نسلی تربیت کرده؛ حماسه آفرین پرور دفاعِ از حرم میکرد با دستان و بازویَش، که یعنی حضرتِ دست خدا در آستین پرور بنازم این محبّت را وَ این مهمان نوازی را، که ما را نیز دعوت میکند آن خوشه چین پرور #مهران_قربانی السلام علیک یا فاطمة الزهراء امروز روز عید هستی آفرین است عیدی که از هست آفرینش آفرین است امشب به فلک آفرینش نوح دادند بار دگر بر جسم احمد روح دادند نوری که از سیب بهشت آن شب درخشید امشب به چشم آفرینش نور بخشید این نور در قلب نبی نور آفرین شد تا منتقل از او به ام المؤمنین شد ای چار سادات بهشت اینک کجایید؟ کلثوم، ساره، آسیه، مریم بیایید چون اختران امشب به گرد ماه باشید پروانه شمع رسول الله باشید اطراف آن پاکیزه مادر را بگیرید تطهیر و قدر و نور و کوثر را بگیرید قرآن روی دست احمد را ببینید در دامن احمد محمد را ببینید پیغمبر و زهرا و حیدر یک وجودند روز ازل تصویر یک آیینه بودند این هر سه یک نورند و دارای سه اسم اند در اصل یک روح مجرد در سه جسم اند ای روح پاک و جسم پاکت آسمانی ای مصطفی را صورتت "سبع المثانی" دست تو بالای سر خلق دو عالم پایت به چشم حاملان عرش اعظم تو آسمان آسمان ها در زمینى محکم ترین رکن امیرالمؤمنینى وصف تو از قول نبی روحی فداها"ست تطهیر و قدر و کوثر و یاسین و طاهاست دست تو دست کبریا در آستین است اعضای تو اعضای ختم المرسلین است چشم تو در چشم محمد حا و میم است ابروت بسم الله رحمان و رحیم است آدم چو در امواج غم نام تو را گفت ذات الهی توبه او را پذیرفت تو کیستی که عقل کل گوید فدایت یا دست بوسد یا که خیزد پیش پایت تو کیستی که روز و شب ختم نبوت کرده زیارت خانه ات را پنج نوبت تو کیستی که ذات حق خوانده عزیزت اعجاز مریم آید از دست کنیزت تو کیستی؟ من کیستم تا از تو گویم؟ گیرم دهان خویش از کوثر بشویم آخر چه گویم تا نریزد آبرویم طوطی شوم تا هرچه گویی من بگویم در حشر امت هرچه دارند از تو دارند پیغمبران هم بانگ یا زهرا برآرند آید ندا از جانب ذات الهی محبوبه ام از من طلب کن هرچه خواهی گو خلق را بر عصمت و پاکیت بخشم بر وصله های چادر خاکیت بخشم امروز در بین خلایق داوری کن هم اولیا هم انبیا را مادری کن آن روز باشد روز داد زینبینت آن روز خون جوشد ز رگهای حسینت آن روز حکم از خالق یکتا بیاید هرکس که زهرایی است با زهرا بیاید روزی که امت ها ز دوزخ می هراسند هم فاطمه هم شیعه اش را می شناسند آتش کجا و ما کجا؟ کی باور ماست ما با همه گفتیم زهرا مادر ماست روز قیامت روز وانفساست فردا ای وای بر آنکس که بی زهراست فردا... گلچینی از یک مثنوی #میلاد_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها امروز می خواهم بگویم از گُلِ طاها حُسن الائمه فاطمه ، امّ الحَسن زهرا انسیــه و راضیــه و مرضیــه و عَذرا مظلومه و معصومه و منصوره و حورا زهرا اگر زن هست پس دیگر کسی زن نیست زهرا شناســی کــارِ عقــلِ ناقــصِ من نیست باید خدا معنا کند این نـامِ اطهـر را بردارد از پیغمبـرش ابــهــامِ ابتــر را وقتی بنوشاند به ساقی جامِ کوثر را داده به زهرا اختیــارِ تــامِ حیــدر را کوثر به کوثر آیه آیه نــور نازل شد زهرا به دنیا آمد و اسلام کامل شد از خاکِ پایِ او خـدا افــلاک را آورد وقتی صدا زد فاطمـه پژواک را آورد او را نفهمیدیــم ، پــس ادراک را آورد یعنی حدیثِ قُدسیِ " لولاک " را آورد زهرا یقینأ از خـدا هم دلبــری کرده ست حتّی برایِ شوهرش هم مادری کرده ست آنقدر که بخشیده حُرمت ، نامِ بانـو را خورشید هم از او ندیده تاری از مو را از کـورِ مادرزاد هم می گیــرد او رو را زینب از او آموخته این خُلـقِ نیکـو را آری فقط او می تواند این چنین باشد آرامشِ قلــبِ " امیرالمومنیــن " باشد #ابراهیم_زمانی #حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها شاعرم؛ مثل همیشه با قلم، در می زنم در بهشتم؛ چون قلم، در وصف مادر می زنم هر شب قدرم، پُر از تقدیر صبحی روشن است تا دم از آن نامِ با قرآن برابر می زنم مومنم؛ ایمان من، از شوق تسبیحات توست من به یاد تو، دم از الله اکبر می زنم تا شنیدم، مادرم دریای پاکی، مثل توست بیشتر دارم به اعماقِ دلم، سر می زنم تا به دست آرم دلت را، از نجف دُر می خرم نقش دُر را مثل دل، با نام حیدر می زنم از لحد پر می کشم، تا می رسی دامن کشان یاعلی گویان، قدم بر خاک محشر می زنم من بهشتی هم که باشم، قصر می خواهم چه کار می روم چادر کنار حوض کوثر می زنم عاشق ساداتم و همراه فرزندان تو طعنه بر احوال نافرجام ابتر می زنم تا شبستان حرم، با فاطمیون می روم سربلندم کرده، سربندی که بر سر می زنم مثل تو، حتی اگر تنها، به میدان می روم مثل تو، حتی میان کوچه، سنگر می زنم ناله ی دلتنگی ام را، آه مادر! سالهاست می روم قم، در میان صحن دختر می زنم شاعرم، این است فرقم با یتیم و با اسیر من فقیری با وقارم، با قلم، در می زنم #قاسم_صرافان