سایت تحلیلی خبری عصر امروز 18 مهر 1398 ساعت 9:00 http://asremrooz.ir/vdcguz9xqak9ux4.rpra.html -------------------------------------------------- عنوان : ستایشی که بی ستایش باید از کنارش گذشت! -------------------------------------------------- چند قسمتی از پخش فصل سوم سریال ستایش می گذرد و در همین مدت کوتاه بارخوردهای فراوانی را در میان منتقدان و مردم در پی داشته است. متن : به گزارش سرویس فرهنگ و جامعه عصر امروز چند قسمتی از پخش فصل سوم سریال ستایش می گذرد و در همین مدت کوتاه بارخوردهای فراوانی را در میان منتقدان و مردم در پی داشته است. ستایش 3 درست است که طبق روال سریال های اینچنینی باید گذر زمان را هم در درون خود و در فضا و چهره بازیگران خود نیز به نمایش بگذارد اما ظاهرا تهیه کنندگان و نویسندگان آنرا کسانی باید دانست که تلاش می کنند تا پوسته روند یکنواخت سازی سریال ها در تلویزیون را بشکنند و محدودیت های کارگردان و هزینه های جانبی این امر را بردارند. سریال ستایش 3 در درون مایه خود نشان می دهد که: 1- تغییر بازیگران در اولین قسمت این سریال به چشم خورد/ کسانی که در دو فصل گذشته این سریال را دنبال کرده و شخصیت های درونی هریک از کارکترها را درک و بعضا با ایشان همزاد پنداری مثبتی نیز پیدا کرده بودند در سری جدید این رشته پاره شد و مدت زمانی طول خواهد کشید تا دوباره این رشته متصل گردد و یا شاید اصلا این ارتباط برقرار نشود. البته جابجایی بازیگران در فصول مختلف یک سریال از نوع تلویزیونی امری طبیعی است لاکن در کشورهای شرقی که احساسات بینندگان بیشترین چشم انداز را در نظر سنجی مردمی دارد و در حالی که همین بینندگان با یک بازیگر ارتباط روحی پیدا کرده و با او به یک زبان مشترک رسیده است جابجا کردن بازیگران سریال می تواند به یکدستی و رابطه بیننده با بازیگر نقش تعویض شده لطمه بزند که در سریال ستایش و در نقش دختر ستایش رخ داده است و یا بازیگر نقش صابر که از ایران رفته است اما کارگردان اصرار بر وجود او با همان شکل و شمایل دارد این تخریب ذهنی را در میان هواداران ستایش بوجود آورده است. 2- قطعا در تولیدات سیما و سینمایی که گذشت زمان در روند افول و صعود موضوع و متن داستان نقش اصلی را بر عهده دارد باید این روند با واقعیت ها نیز همخوانی داشته باشد. در ستایش 3 ملاحظه می کنیم بینندگان باید برای درک درست نوعی "پاردوکس رسانه ای" دائما برای خود و دیگران و دیگران برای ما در باره ستایش جوان پیر- جوان، محمد چاق شده و بیشتر به نقش همسر ستایش نزدیک می شود تا فرزند او و نازگل غیر فعال و در سایه که فقط برخی مواقع وارد صحنه شده و میگه سلام خوبی چه خبر. و بنظر می آید که به همین خاطر همین خانم حدیث میر امینی قبول نکرد این نقش رو بازی کنه/ که نقشی کوچک از اعتراض و دلسوزی برای خانوداده خود، و.. به نمایش می گذارد و همین امر سبب می شود که بیننده برای درک درست فیلم باید تمام زمینه های ذهنی خود درباره ستایش های 1 و 2 را کلا فراموش کرده و ستایش 3 را سریالی جدید بداند که باید با بازیگران آن ارتباط برقرار کند. 3- از دیگر ابهامات این سریال می توان به این نکات اشاره کرد: در آمد و شغل ستایش برای ادامه زندگی وی در حالی خانه ای بسیار عالی را برای خود ترتیب می دهد که نه وضعیت فروش سرمایه اش برای عروسی دخترش تعیین تکلیف شد و نه میزان باقی مانده آن تا بتوان این خانه و زندگی بسیار خوب را در قالب آوردن آن سرمایه به تهران هضم کرد./ شوق و ذوق ستایش برای ازدواج دختر در تهران و فروش تمام اموال خود به همین منظور در فصل سوم به سردی می گراید و.. 4- در این قسمت ظاهرا ستایش بعد از بیست سال زندگی و کار کردن درگیر چالش های عاطفی می شود اما تا به امروز معلوم نیست کدامیک را مد نظر قرار خواهد داد پسر خانم مظفری یا برادرش را یا هیچکدام؟ ستایش تمایلی برای پیر پسر خانم مظفری دارد اما خانم مظفری به برادرش و شاید دو نقطه عطف را بتوان برای این فصل ستایش در نظر گرفت که بتواند ستایش را از رخوت و خمودگی و شکست نجات دهد: یکی جریان بازگشت حشمت فردوس به چرخه ثروت و قدرت با افشا و دستگیری قاتلان صابر فردوس و لو رفتن نوار صدای خیانت زن دوم و بعبارتی زن سوم صابر و دیگری انتخاب همسر برای ادامه زندگی خود که بطور مسلم می تواند هم خاندان مظفری و هم خاندان فردوس را در دو راهی انتخابی سخت قرار دهد. 5- روند فیلم حکایت از آشتی کنان و طی مسیر فیلم در جهت سروسامان گرفتن ستایش می باشد گویی در انتهای یک فیلم هندی قرار داریم که اگر به سرانجام خوشی نرسد تمام صندلی ها و وسایل سینما و یا اتاق های خود را خرد خواهیم کرد. در مجموع ستایش برای اپیزود نهایی خود ظاهرا سرانجام خوشی را در نظر گرفته است لاکن باید آرزو کنیم که کارگردان محترم فیلم به روش مالوف برخی همکارانشان فیلم را طوری به انتها نرسانند که بیننده نتواند استنباط نهایی از منظور کارگردان را درک کند و جواب کارگردان هم این باشد که می خواستیم خود بیننده نتیجه گیری کند! رضا احمد زاده