سایت تحلیلی خبری عصر امروز 26 مهر 1398 ساعت 16:14 http://asremrooz.ir/vdcbwgb5grhbzzp.uiur.html -------------------------------------------------- عنوان : این چهل روز عدو سنگ به ما زد بد زد // هر که آمد غم من دید مرا زد بد زد -------------------------------------------------- چهل روزه حسینم را ندیدم // بلایش را به جان و دل خریدم // چهل روز است چهل منزل اسیرم // دعا کن در کنار تو بمیرم متن : به گزارش سرویس تاریخ و حماسه عصر امروز اربعین یکی از مهمترین علامات شیعه به حساب آمده است. شیخ طوسی در دو کتاب تهذیب الاحکام و مصباح المتحجد و سلاح المتعبد در روایتی از حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)، زیارت ابی عبدالله علیه السلام در این روز را یکی از پنج علامت مومن برشمرده است. بنا بر این گزارش، اما روز اربعین امام حسین علیه السلام، دو زائر دل شکسته داشته است، یکی زینب کبری سلام الله علیه و دیگری جابر، اما عاشقان ابی عبدالله جابر برای اولین بار قبر امام حسین علیه السلام را زیارت می کند، ولی عمه ی سادات اولین بار در گودال قتلگاه زائر حسینش بود بدن بی سر حسین را در آغوش گرفت (لبهاشو) گذاشت رو رگهای بریده ی برادر ... و عرضه داشت خدایا این قربانی را از آل رسول الله قبول بفرما 🍁صل الله علیک یا اباعبدالله🍁 چهل روزه حسینم را ندیدم بلایش را به جان و دل خریدم چهل روز است چهل منزل اسیرم دعا کن در کنار تو بمیرم چهل روزه غم چهل ساله دیدم غم واندوه دیدم ناله دیدم سر پر خون تو همراه من بود به هرجاچهل چراغ راه من بود همینجا غرق در خون شد وجودم تن پاک توراگم کرده بودم میان نیزه ها دل باختم من ترا دیدم ولی نشناختم من اگر امروز برداری سرت را توهم نشناسی ای گل خواهرت را زجا برخیز ای نور دودیده ببین موی سپید وقد خمیده #امام حسین #اربعین حسینی این چهل روز عدو سنگ به ما زد بد زد هر که آمد غم من دید مرا زد بد زد شد چهل روز نه،انگار چهل سال گذشت غمت آتش به دل ارض و سما زد بد زد نرود از نظرم صحنه ی گودال حسین هر که دور از بدنت بود جدا زد بد زد پیش چشمان ترم حلقه به دور تو زدند پیرمردی به تنت آه عصا زد بد زد من خودم از روی تل دیدم و فریاد زدم شمر بر پهلوی تو ضربه ی پا زد بد زد تا درآورد عدو جسم علی را از خاک سر او را به سر نیزه که جا زد بد زد یک شب از ناقه زمین خورد یتیم تو حسین زجر آمد چقدر طفل تو را زد بد زد نشود قسمت کافر لگد زجر ای کاش که از آن ضربه عزیز تو صدا زد بد زد سر بازار به ناموس تو می خندیدند خصم دانی که چرا طعنه به ما زد بد زد دشمنی داشت عدو با علی از بدر و احد که نوامیس تو را در همه جا زد بد زد 🔸شاعر: #محمود_اسدی #اربعین حسینی وقت ضیافت آمد و در پشت در ماندم تنها میان این قفس بی بال و پر ماندم جا ماندم از کرب و بلا و در به در ماندم این روزها جانم به لب آمد اگر ماندم انگار که روی زمین تنها ترین هستم محروم از خیر کثیر اربعین هستم مونس ندارم غیر این چشمان گریانم خیره شدن بر عکس شش گوشه است درمانم زوار، راهی بهشتند و پریشانم خیلی خجالت می کشم من از رفیقانم کارم فقط اشک است و ناله از فراق دوست تربت ببوسم هر سحر از اشتیاق دوست اصلا ندیده پستی و روی سیاهم را دیده همیشه خواهش و شوق نگاهم را قبل از دعایم داده هر آنچه بخواهم را او مطمئنا خوب می داند صلاحم را من راضی ام بر آن چه که جانان پسندیده امسال قربانش شوم هجران پسندیده تنها پناه و ملجأ جا مانده ها مشهد در وقت غربت دلخوشی هر گدا مشهد شاه خراسانی صدا زد که بیا مشهد تنها شدم رفتم به جای کربلا مشهد خیلی رئوفانه به فریادم رسید آقا خیلی عطوفانه سرم دستی کشید آقا دستم به دامانت رضا کاری برایم کن قدری از این درد و غمِ در سینه ام کم کن و انظر إلیَّ...سائلت را باز محرم کن سلطان! برات کربلایم را فراهم کن تسکین هر درد و غمی روضه است، می دانی ابن شبیبم، چند خطی روضه می خوانی؟ فابک علی المظلوم.. جدم دست و پا می زد فابک علی المحروم.. زینب را صدا می زد فابک علی المهموم.. خولی بی هوا می زد فابک علی المغموم.. پیری با عصا می زد او نیزه می خورد و علی آن لحظه آن جا بود عطشانِ زیر دست و پا فرزند زهرا بود 🔸شاعر: #علی_سپهری 🏴 اربعین حسینی 🏴 #السلام علیک یااباعبدالله علیه السلام معراجمان پیاده روی بود تا حسین ما با خدا شدیم در این راه با حسین صد شکر ما به نوکریِ او مکلفیم در هر قدم به حجِ تمتع مشرفیم خرد و کلانُ ریز و درشتُ جوان و پیر هر کس رسید و گفت چه زیباست این مسیر سختی برای زائر راهش حلاوت است زائر فقط به فکر سلامِ زیارت است گر چه ز نعمت این سفر از هر کجا سر است گرد و غبار راهِ حرم خوردنی تر است رفته است در حرم به صد امید آن پدر تا با توسلی بشود صاحب پسر از حاجت گرفتهٔ خود شاد گشته است آن مادری که صاحب اولاد گشته است این غم نشاط واقعی ماست یا حسین بر ما دهند هرچه که خواهیم با حسین #حامدآقایی اربعین حسینی از نجف تا کربلا، این راه بی حکمت که نیست، کربلا هم با امیرالمومنین زیبا تر است مثل زینب، جاده را پای پیاده می رویم مجمعِ طیّاره ها؛ بی سر نشین زیبا تر است سربرهنه، پابرهنه، عاری از هر ادّعا اصلاً انگاری زیارت، این چنین زیباتر است کربلا رفتن، نشستن، زیرِ پرچم های سرخ، کار زیبایی ست، اما اربعین زیبا تر است این طرف ظرفِ نبات و آن طرف هم ظرفِ چای، موکبِ این مردمِ صحرا نشین زیبا تر است من به این ایمان رسیدم در میانِ شغل ها چای ریزیّ امامِ سومین زیبا تر است ساکنان عرش اعلی!... ای اهالیّ بهشت!... جنّتِ ما، کربلا، روی زمین زیبا تر است #مهران قربانی اربعین حسینی ای برادر جان رسیده خواهر تو از سفر آمدم اما ببین در هم شکسته بال و پر بعد تو جان برادر روز خوش چشمم ندید از غم داغت شده موی سر زینب سفید مانده بر روی تنم از تازیانه بس نشان زیر این بار گران زینب شده قامت کمان کوچه و بازار شام آتش زده بر پیکرم سوخت از زخم زبان شامیان پا تا سرم از خجالت مانده ام با تو چه گویم یار من مانده یک داغ از سفر بر روی قلب زار من در خرابه لاله ات پر پر شده ای هست من جسم پاک دخترت ماند روی هر دو دست من #وحیدزحمت کش